مروارید چهارم و ...
جیگر مامانی امروز ظهر دیدم اون یکی دندون بالاییت هم جوونه زده. مبارکه... دقیقا توی 10 ماه و 26 روزگیت
اما ظهر واست ملافه پهن کردم روی زمین تا واسه خودت بازی کنی، منم کنارت بودم. یکهو اومدی محکم خودتو بندازی روی زمین و صورتت خورد به زمین و .... گریه کردی. نگاه کردم دیدم تو دهنت خون هستش.... داغون شدم. نمیدونستم چکار کنم. اول بغلت کردم بعد یکم با آب دهنتو شستم و بعد آروم شدی. همین دندون جدیدت ضربه خورده بود و الان لثه بالای دندونت یه لکه ی قرمز داره. همش نگرانشم... انشالله که بزودی خوب بشه.
تو رو به خدا سپردم
خب....
از کارهایی که این روزها میکنی بگم:
اول اینکه عاشق کتاب هستی و هی میری نزدیک کتابخونت و اشاره میکنی تا من واست کتاب بیارم و بخونمش


و اینکه نماز خوندنت پیشرفت کرده. تکبیر و میگی . بلند میشی و میشینی و واسه سجده کامل میخوابی روی زمین


جدیدا میری کفشهاتو میاری که پات کنم و از راه رفتن روی سرامیک ها و صداشون کلی ذوق میکنی
عاشق حمومی و آب بازی. اگه یوقت اتفاقی در حموم باز باشه فوری میدوی میری تو حموم و باید بزور درت بیارم


امشب هم دیدیم یکم یاد گرفتی با توپت فوتبال بازی کنی


عاشقتیم بهترین هدیه ی خدا
************************************************************
اینجا رفته بودی تولد ریحانه خانوم

محمدپارسا در حال خرابکاری

اینم خودتو بابایی همین الان یهویی



در پناه حق


مروارید چهارم و ... 



